این روزها اینقدر مشکلات روحی روانی داشتم که به قول معروف دست و دلم به نوشتن نمیرفت.
آخرش هم نتیجه این شد که کارم کشیده شد به متخصص اعصاب و روان و کلی قرص رنگارنگ که قراره نوید سلامتی !!!! به من بدن .
داشتم ایمیل رو چک میکردم، ایمیلی از دوستی ناشناش هدیه صندوق پست الکترونیک به من بود.
نامه رو خوندم، دوستی ناشناس که ظاهرا از هم دانشگاهیهای خودم هستن لطف کرده بود و مطلبی برای من ارسال کرده بود، که من نیز عینا همان مطلب را در این پست خواهم آورد.
از لطف و بزرگواری این دوست عزیز ناشناس که این وبلاگ رو قابل دونست و مطلبش رو برای من ارسال کرد، صمیمانه تشکر میکنم .
"
فرمودند که درس خوانــدن تنها انسان را دیوانه می کند، البته در بین دانشـجویان نیــز نـــیروهای مستعدی وجود دارند که هم درس میخوانند و هم فعالیتهای تجاری و اجتمـاعی ، ســــیاسی و فوق برنامه انجام میدهند . احتمالا هم آنگونه است که استاد فرمودند و لای حرف ایشان به مو که هیچی، طناب هم نمی رود.
همچنین فرمودند: هزینه دانشگاه آزاد در ایران بالا بوده و سیاست هم نردبان خوبی برای ترقی نیست لذا بنده پیشنهاد می کنم دانشجویان مناطق مرزی بهتر است از فعالیت های فوق برنــامه ای که در زمینه تجارت در دانشگاهشان دایر است استفاده کنند.
ریاست محترم دانشگاه در جلسه معارفه خود چنین فرمودند: در حـــال حاضر جنبش دانشجویی، جنبشی لرزان است که برای محکم کردن آن تعریف درستی از این جنبش میتواند ما را به موفقیت برساند...
فکر میکنم که این نسخه در جواب دانشجویی که پرسید: نظرتان در مورد شهریه بالای دانشگاه و کیفــیت پایـیـن تـــدریس ها چیست کارآیی نداشته باشد، اما در مورد مقاوم سازی ساختمانـــــهای جدیدالاحداث دانشگاه در برابر زلزله بد نباشد.
چون در حال حاضر این سازه ها لرزان هستند و خدای ناکرده، خدای ناکرده ممکن است با یک دستور کاهش شهریه به ویرانه ای از خاک وتل تبدیل شوند.
اما شاید هم بتواند موثر باشد زیرا باید ابتدا تعریفی درست ارایه دهیم، تعریف از خود نباشد، اصولا ما در تعریف چیزی کم نمیاوریم، میماند "عمل" که ان هم خدایش کریم است تا چه پیش آید. "
