تبليغاتX
دانشگاه آزاد آبادان

دانشگاه آزاد آبادان

یادداشتهای یک دانشجو

چند روز پیش به یکی از خانمهای همکلاسی گفتم از اونجاییکه من خیلی کم دانشکاه میام، برای ویلاگ به دنبال موضوع باشه.

کمی فکر کرد ... بعد از چند لحظه گفت : این که هفته قبل یکی از دخترا با دوست پسرش اومده بود سر کلاس موضوع خوبیه ؟؟؟؟

بهش کفتم شما از کجا مطمئنی که اون آقا دوست اون خانم بوده، کمی خوشبین باش، انشالله اون اقا نامزدشون بوده ...

کمی فکر کرد و گفت: اینکه یکی از دخترا رو معتاد کردن چی ؟ این موضوع خوبیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هاج و واج و مبهوت، مونده بودم که چی جوابش رو بدم ؟ برای قبلی بهش گفتم خوشبین باش اما برای این یکی چی ؟؟؟؟؟؟

خیلی ناراحت شده بودم، با خودم فکر میکردم پدر و مادری دخترشون رو با هزار امید و آرزو و تحمل هزینه سنگین به یک محیط فرهنگی مثل دانشگاه میفرستند، بعدش نتیجه این میشه که دخترشون معتاد میشه ................

اعصابم خرد شده .............

اصلا ولش کن،  این که مهم نیست،  برای مسئولین چیزای مهمتری هم هست ؛

راستی از بازار بورس چه خبر ؟؟؟؟ شاخص ها تکون خوردن یا نه ؟ هنوزم سیر نزولی داره ؟؟؟ این که خیلی بده ...

از مفاسد اقتصادی چی ؟؟؟ از اونا چه خبر ؟ راستی باید اسمشون رو اعلام کنیم ؟؟؟ وای آبروشون میره، زشته ... خیلی بده ....

*********************************************************************

خدایا؛ واقعا اون دختره تو دانشگاه معتاد شده ؟؟؟

خدایا .....................................................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 12:39  توسط علیرضا  | 

 

خبر بسیار تلخ بود :

"سقوط هواپیمای ترابری ارتش از نوع C-130 با ۹۴ شرنشین و خدمه و کادر پرواز در منطقه ای مسکونی در شهرک توحید نیروی هوایی "

باز هم ،

باز هم در سوگ هموطنانی نشستیم که سرنوشتشان را پرواز مرگ رقم زد ...

و اینبار عزیزانی که خود ، صدا و تصویر کارشان بود بیصدا به تصویر کشیده شدند .

آه .........

تا کی ؟؟؟ هواپیماهای فوکر، ایلوشین ، یاک۴۰، توپولف،  و اینبار هم C-130

شنیده ام کل ناوگان هوائی ایران حدود ۸۰ هواپیما دارد ،

تا ۸۰ تسلیت دیگر چه مقدار زمان باقیست ؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 19:3  توسط علیرضا  | 

 

از آنجاییکه بالاخره با همکاری و همراهی مسئولین محترم ، خصوصا وزیر محترم جنگ این روستا به بخش تبدیل شد (عزیزانی که شبهای برره را دنبال میکنند نقش وزیر جنگ را در ارتقاء برره از روستا به بخش میدانند) و در راستای فرمایشات مقامات محترم جهت حذف کلمه " محروم " از جلوی نام استان و شهر و قصبه های این مرز و بوم که در راستای محرومیت زدائی گسترده و با عنایت به نظر ویژه مسئولین فرهنگی ، مقرر گردید در بخش برره از توابع ناکجاآباد واحد جدید با نام دانشگاه آزاد اسلامی واحد برره احداث شود.

لذا از آنجاییکه دانشگاه آزاد اسلامی دید استعماری و خوی ماتریالیستی ندارد و همه وظایف خود را فی سبیل الله انجام میدهد و تمام دغدغه مسئولین ، فقط و فقط کمک در جهت پیشرفت و تعالی انسانی است و خدای ناکرده مسئله موهومی به نام مادیات (خدایا توبه) مد نظر نمیباشد، مسئولین امر توجه و عنایت ویژه ای به این امر داشته اند که با رایزنیهای گسترده ای که با اهالی این بخش داشته اند مشکلات سخت افزاری و نرم افزاری از جهت تاسیس این دانشگاه در حال رفع است که به گوشه ای از این همیاری اشاره میکنیم :

الف ) مشکلات سخت افزاری

در این قسمت، عمدۀ مشکل تهیه قطعه زمینی جهت احداث بنا بود که با همت جناب آقای منترالدوله بخشدار عزیز و بزرگوارو همچنین با مساعدت سردارخان (خان بالا برره) و سالارخان (خان پایین برره) قطعه زمینی به این امر اختصاص داده شد، از آنجاییکه دو خان یاد شده همیشه از بابت مکان جغرافیایی طرحهای محرومیت زدا درگیری دارند، مقررگردید قطعه زمینی در منطقه ای به نام میان برره (بین الارضین) واقع در 300 متری شرق منطقه تاریخی - سیاحتی "چال اسکندرون" به این امر اختصاص یابد تا علاوه بر اینکه دغدغه ذهنی دو خان جهت خدمت به مردم برطرف شود، دانشجویان نیز از نزدیک با اماکن تاریخی این کشور آشنا شوند که اگر احیانا 40 سال بعد بنا به دلایلی (مثلا با ساخته شدن سد سیوند) این آثار در معرض خطرقرار گرفت دستکم خاطره ای از آن در اذهان باقی بماند.

ب) مشکلات نرم افزاری

1- ب ) رشته های قابل تدریس

در این دانشگاه فعلا فقط رشته کشاورزی ، با گرایش نخود برره تدریس میگردد.

2-ب ) کارمندان، اعضای هیئت علمی و اساتید با ذکر دلیل احراز سمت به شرح زیر میباشد:

1- رئیس دانشگاه : جناب آقای منترالدوله که به دلیل گردن کلفتی به این سمت نایل گردیدند.

2-معاونت آموزشی: سردار خان و سالار خان که مقرر گردید بصورت یکروز در میان (روزهای زوج سردار خان و روزهای فرد سالارخان) عهده دار این مسئولیت گردند.

3- معاونت مالی و امور شهریه : جناب آقای کیوون به دلیل پیشینه در زورگیری ( یالا پیل وده ، پیل زور وده )

4- معاونت پژوهشی : نداریم

5- رئیس حراست : جناب آقای یاور طغرل به دلیل سابقه طولانی در امر مبارزه با اشرار

6- مسئول حراست درب ورودی بانوان : سرکار خانم فرنگیس بزاز ایشان به 2دلیل در این سمت بکار گرفته میشوند :1- بالا بردن نقش بانوان در مسایل اجتماعی 2- ازآنجاییکه ایشان به شغل پارچه فروشی مشغولند، اگر احیانا خانم دانشجویی بدون چادر وارد قصد ورود به حریم مطهر دانشگاه را داشتند، بدون درنگ از پارچه های مغازه برای ایشان چادر تهیه و بدلیل وقوع این خطا به 2برابر هزینه واقعی پارچه جریمه شوند.

7- مدیر گروه و استاد درسهای تخصصی : جناب آقای شیرفرهاد بدلیل سابقه طولانی در کشت مزارع نخود پایین برره

8-استاد ادبیات : جناب آقای وگوری برره بدلیل شاعر پیشگی

9- استاد تربیت بدنی : جناب آقای داریوش کریشمیکف رقاص برره (دلیل انتصابش هم که پیداست)

10- استاد آمادگی دفاعی : سرکار خانم سحرناز بدلیل مهارتهای رزمی

11- استاد درس تاریخ :سرکار خانم لیلون بدلیل مسافرتهای فراوان به فسا و بالعکس

12- استاد جمعیت شناسی و تنظیم خانواده : دکتر جکور (البته بدلیل کم جمعیت بودن برره این درس در این واحد دانشگاهی فعلا تدریس نمیگردد)

13- استاد درس زبان خارجه : گدای جنب کافه بدلیل تسلط بر زبانهای بیگانه

14- آبدارچی : شاگرد کافه شبهای برره

و در پایان به جهت حمایت از جامعه چند صدایی در دانشگاه چاپ نشریه دانشگاهی به آقای کیانوش استقرارزاده محول گردید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 15:51  توسط علیرضا  | 

چندی پیش مطلبی از امید معماریان در مورد مصاحبه مسعود ده نمکی با نیویورک تایمز خواندم که قسمتهایی از آن توحه مرا جلب کرد ... مشاهده تغییر رویه ای اینچنین از او (و همفکرانش) که در دهه هفتاد امر به معروف را فقط با خشونت و ابزاری جز چماق و ارعاب نمی دیدند برای من بسیار جالب مینمود ...

توحه شما را به گوشه ای از این نوشته با عنوان " ایدئولوژی، قربانی ناکارآمدی (مسعود ده نمکی از چماقداری به افشاگری ) را جلب مینمایم :

"فقر وفحشا" مستند ده نمکی در خصوص وضعیت زنان خود فروش در کشور، نیزبرای جامعه ایرانی تصویر جدیدی نیست. با این حال از آن رو مهم است که جوابی برای کسانی می سازدکه سالها مردم را به دنبال نا کجا آبادی موهوم می کشاندند. ده نمکی سالهای که به نظر خودش از سطح بالنسبه ای از خرد بر خوردار می شود می ایستد وبا نگاهی به پشت، میراث به جا مانده از سالهای شعار زده اول انقلاب را با خود مرور می کند. به همین جهت این فیلم مستند بیشتر از آنکه برای مردم ساخته شده باشد، پاسخی به سوال های خود کارگردان است که فرمان بریده وپا روی گاز تا جایی رفته که تنها صدای مردم به آنجا نمی رسد. مردمی که برای سیر کردن شکم بچه هاشان وسرخ نگهاشتن گونه هاشان از خود می گذرند وتمام می شوند. جامعه ای که سر تاپا در محاصره بنیاد های مذهبی، تلویزیون مذهبی، نظام آموزشی مذهبی واسلامی و دهها موسسه تبلیغاتی بزرگ مذهبی است تنها دو دهه بعد از آغاز، به کشورهای عربی فاحشه صادر می کند تا رویای صدور انقلاب اینچنین تحقق یابد.

جهت دیدن نوشته به صورت کامل  اینجا  را کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 0:36  توسط علیرضا  | 

 

خدایا تو معمار آفرینشی ...

                 مرا آنگونه بساز که خود می پسندی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 15:50  توسط علیرضا  | 

Counter
Counter